تبلیغات
فقط عبدالله روا

فقط عبدالله روا
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

من خفاش سیمام! همش شبا میام.(باخنده)البته باعث افتخاره به هر حال تلویزیون یک ثانیه اش هم فکر میکنم که حرمیته و ارزش که مردم برای ما قائل شدن و خب به هر حال تشکر میکنیم، همینم خیلی برای ما خوبه. از سر من یکی هم زیاده، اصلا کسی امید نداشت تا همین جا هم که هیچ جایی به نظر خودم به حساب نمیاد برسم! حالا بحث تون خود محوریه، شاید بی ربط نباشه، مثلا بعضی از ما سریع تا چهار تا برنامه اجرا می کنیم مثل خود من که آدم خودمحوری هستم!! اصلا به قولی(ضرب المثل غیرقابل پخشه!)ولی خدا رو بنده نیستیم.غیرقابل پخش نه اونقدرها، تو سریال شنیده بودمش!بعد ولی حقیقتش اینه که من یه بار دیگه هم افتخار داشتم یه برنامه دیگه مهمون بودم ازم همینو پرسیدن؛ چه جوریه این حال و هوای اجرا و فلان بهمان.ولی واقعا از نظر من خیلی (جسارت میکنم خدمت شما. شمام که البته به چندین هنر آراسته ای)ولی همچین خیلی تخصص بزرگی نیست اجرا، برای همین تونستم توش تا یه جاهایی پیشرفت کنم؛ به نظر خود من!

پدرام کریمی مجری برنامه ی امروز هنوز تموم نشده بعد از صحبت های آغازین برنامه و پیامک خوانی در پلاتوی شروع: این بخشی رو که میخواییم ببینیم در رابطه با میهمان برنامه ی امروزه، برنامه ی امروز رو از دست ندین!

کافه سپید با اجرای عبدالله روا

پدرام کریمی: خیلی خوش آمدی «عبدالله روا»ی عزیز؛ آقا این دوربین(اشاره به پشت سر) مال شماست ولی موقه ی رفتنی نبریش!

عبدالله روا: بله خواهش میکنم.موبایل هم یه دونه داره برای بردن بخوام، اونو می برم!

پدرام کریمی:اون که مال خودتونه!

عبدالله روا:سلام می کنم خیلی خوشحالم که توی این برنامه هستم و خیلی خوشحالم که در خدمت دوست عزیزم آقا پدرام کریمی ام و بقیه ی عوامل برنامه ی امروز هنوز تموم نشده و در خدمت شمام.

پدرام کریمی:درود بر تو.من از اول که شنیدم که عبدالله روا مهمون برنامه ست، ما چون این هفته داریم در مورد خود محوری داریم صحبت می کنیم، هی دارم فکر میکنم که احسان ارغوانی چرا عبدالله روا رو دعوت کرده، نمی دونم؛ آدم خودمحوری هستی؟ نمی دونم چه جوریه؟

عبدالله روا:پس انتخاب خوبی بوده! ظاهرا اینجوریه که منو دعوت کردن.(با خنده)ولی خب برای اینکه برنامه خراب نشه من قبول میکنم من آدم خودمحوری ام.بچه ها(من از بس من برای گروه نوجوان برنامه اجرا کردم هی میگم بچه ها.معذرت میخوام بینندگان عزیز.نه اینم شد مثل مجری کلید اسرار!!)مردم؛ من آدم خیلی خودمحوری هستم بخاطر همین منو دعوت کردن(با شوخ طبعی)ولی مهمونای دیروز پریروز شما هیچ کدوم خودمحور نبودنا؟!

عبدالله روا در امروز هنوز تموم نشده-دانلود بخش اول

پدرام کریمی:نه! حاج آقا حلوائیان اومدن بحث رو در مورد خود محوری باز کردن که خودمحوری حالا تعریفش چیه...نگاه دینی اش چیه؟

عبدالله روا:من نمی تونم بحثی چیزی باز کنم خودم باید باشم!

پدرام کریمی:نه دیگه ؛ ما مصداقشو آوردیم(با خنده)

عبدالله روا: نهایتا اینکه من بدم!

پدرام کریمی:(باخنده)نه آقا شما جزو خوبایی!

پدرام کریمی:عبدالله روا عزیز برنامه ی مارو نگاه می کردی؟چندتاشو نگاه کردی؟

عبدالله روا:بله.ولی دقیقا نمی شمارم.قبل از اینکه حضرتعالی تشریف بیارین تعداد زیادیشو دیده بودم .بعد از اینکه هم اومدین یکی دوتا برنامه که کنار آقای خودسیانی بودین دیدم.برنامه دیروز و برنامه سه چهار روز پیشتون رو هم لذت می بریم همیشه نگاه می کنیم.

پدرام کریمی:خواهش میکنم.چه جوریه برنامه؟

عبدالله روا:یه خرده زوده برای من .چونکه من حقیقتش یه کار خیلی مستمری رو الان در دست دارم که ربطی هم به تلویزیون نداره البته، که همیشه شبا بیدارم و اون ساعتی که شما برنامه تون شروع میشه برای من 3 ظهر نیست 3 نصف شبه!

پدرام کریمی: مثل اون برنامه با کی بریم سیزده بدر که شبا ساعت 2 نیمه شب پخش می شد اونم همینه الان داستان؟تو نیمه شبا فقط اجرا داری؟

عبدالله روا:اونم 2:30 پخش میشد درسته.خفاش شب یادته؟ من خفاش سیمام! همش شبا میام.(باخنده)البته باعث افتخاره به هر حال تلویزیون یک ثانیه اش هم فکر میکنم که حرمیته و ارزش که مردم برای ما قائل شدن و خب به هر حال تشکر میکنیم، همینم خیلی برای ما خوبه. از سر من یکی هم زیاده، اصلا کسی امید نداشت تا همین جا هم که هیچ جایی به نظر خودم به حساب نمیاد برسم! حالا بحث تون خود محوریه، شاید بی ربط نباشه، مثلا بعضی از ما سریع تا چهار تا برنامه اجرا می کنیم مثل خود من که آدم خودمحوری هستم!! اصلا به قولی(ضرب المثل غیرقابل پخشه!)ولی خدا رو بنده نیستیم.غیرقابل پخش نه اونقدرها، تو سریال شنیده بودمش!بعد ولی حقیقتش اینه که من یه بار دیگه هم افتخار داشتم یه برنامه دیگه مهمون بودم ازم همینو پرسیدن؛ چه جوریه این حال و هوای اجرا و فلان بهمان.ولی واقعا از نظر من خیلی (جسارت میکنم خدمت شما. شمام که البته به چندین هنر آراسته ای)ولی همچین خیلی تخصص بزرگی نیست اجرا، برای همین تونستم توش تا یه جاهایی پیشرفت کنم؛ به نظر خود من!

پدرام کریمی: عبدالله روا رو من میدونم هم شاعره هم تران سرا هستش .اصلا برای چی پس اومدی اجرا کنی؟

عبدالله روا:حقیقتش اینه که والله از علاقمندیم که... نمی تونم بگم علاقمند نیستم.علاقمندیم چیز قابل چشم پوشی ای نیست، من خیلی هم دوست داشتم.اولین بار که اصلا بحث ورود به هنر برای من ایجاد شد سالهای ابتدایی بود با شعر، حتی ترانه هم نه! چون ترانه هم به هر حال در مدل بازاریش چیزیه که خوانده بشه، برای خوانده شدن!

پدرام کریمی:لیبلش پایین تره از شعره؟

عبدالله روا:فکر نمیکنم اینطور باشه.جسارتا من اجازه به خودم میدم چند ثانیه در مورد این حرف بزنم فقط به خاطر فوق لیسانس ادبیاتی که دارم .یعنی در غیر اینصورت اصلا حرف نمی زدم.(با کمی مکث)البته خیلی بد گفتم اینو!آخه فوق لیسانس البته این روزا چیز باعث افتخاری نیست.

پدرام کریمی:من یه تاکسی دیدم تو خیابون داشت می رفت پشت شیشه اش نوشته بود لیسانس ارم.راننده تاکسی بود!

عبدالله روا:قبلن ها می نوشتن عاقبت فرار از مدرسه، الان مینوین لیسانس دارم مدرک تحصیلی شون رو مینویسن پشت تاکسی !من اون روز اتفاقا داداشم موضوع انشا بهش داده بودن علم برتر است یا ثروت؟

پدرام کریمی:خب برنامه ی ما رو می دید می نوشت!

قبل از اینکه برنامه ی شما این موضوع رو مطرحش کنه .بعد اینا دیگه جدی نمیگیرن موضوع رو.فکر میکنن معلمه اذیت شون داره میکنه! بخدا میومد می گفت که آره این موضوع انشا که معلمه شوخی داریم اینو داده مثلا ..اصلا دیگه نمی نویسه!!نه که مثلا ثروت بهتره یا علم اصلا چه سوالیه؟!لیسانس داری شما این موضوع رو میدی؟

عبدالله روا در امروز هنوز تموم نشده-دانلود بخش دوم

 پدرام کریمی:الان تو گفتی فوق لیسانس داری؟

عبدالله روا:من جسارتا هنوز هم نگرفتم خوب شد دروغم همین الان دراومد! چون فکر کردم زود ازش میگذری (خنده پدرام کریمی)گفتم دارم؛ بعد دیگه خیلی پرسیدی؛ بگم من پایان نامه ام هنوز تکمیل نیست.

پدرام کریمی:خب اشکال نداره همه ی بچه هایی که تو هنرن اینطوریه!من بعد از دوازده سال پایان نامه دادم.راستشو بگم.بعضی از استادای من تو همین صدا و سیما هستن تایید می کنن!

عبدالله روا:میشه شما برید دنبال پایان نامه تون من از فردا بیام این برنامه رو اجرا کنم؟

پدرام کریمی:خواهش میکنم شما بزرگواری!

عبدالله روا:با خودمحوری کامل یه چیزی می خواستم بگم ها.وسط هاش استرس پیدا کردم ولی خوب بود! آخه من خیلی کم عادت دارم .من خیلی زود خودمو برعکس چیزی که شاید تصور بشه می بازم.مثلا یه نفر از دستم ناراحت بشه، ناراحت میشم.شما خیلی بزرگواری؛ حقیقتش من خیلی شما رو دوست دارم به قرآن.اصلا از اول چون یه برنامه سینمایی هم اجرا می کردی.من اصلا یکی از دریچه های بزرگی که به سینما روبروی من باز شد از اجرای شما بود.دوست دارم ماشاالله خیلی هم قد بلند هستین.مشخصه من دیگه کنارتون نایستادم!

پدرام کریمی:آقا داستانش چیه این، همه ی مجریا قد بلندن؟ من اینو یک تهیه کننده ای به من گفت صدا و سیما 1.90 به بالا جذب میکنه؟ منم برام عجیب بود.من عبدالله روا از نزدیک ندیده بودم ولی امروز که دیدمش... عبدالله چقدر قد بلنده؟!

عبدالله روا:شما که اول برنامه اومدی سایه انداختی رو سر من؛ باور کن من فکر کردم که جسارت میکنم؛ گفتم شاید هنر آکروبات هم بلدی(با خنده)این چوبا بودن روشون راه می رفتن...شاید اونه داستان ولی باور نمی کردم، چون تا یه نفر کنار آدم نایسته، مشخص نمیشه! ولی همین طوریه ماشاالله همه ی مجریا قد بلندن.غیر آقای شهیدی فر...

پدرام کریمی:آقای شهیدی فر جزو قدیمیان جزو جووناحسابش نکن.

عبدالله روا:آخه باز قدیمی قدبلند هم زیاد داریم(باخنده)

پدرام کریمی:قدیمیا تقریبا آره ولی اکثرا جوونای جدید همه.

عبدالله روا:دَر استودیوتون دیدی چه جوریه وارد میشید؟یه پارچه ای زدن مثل در زور خونه شده، باید خم شی!

پدرام کریمی:بارک الله قشنگ گفتی!

عبدالله روا:خوب گفتم؟ نجاتتون دارم یعنی در اصل!

ادامه دارد...


[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 19:42 ] [ زهرا خانم ... ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


این وبلاگ ساخته شده واسه اینكه بگه
فقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــط
عبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدالله روا

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب