تبلیغات
فقط عبدالله روا

فقط عبدالله روا
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

 عبدالله روا:تلویزیون در معنی جامع خودش، حدود چهار پنج سال پیش، یعنی سال 87 .من خونه نشسته بودم یهویی تلفن زدن گفتن که شما شاعر هستین؟ میخواییم بیاییم خونه تون فیلم بگیریم یه برنامه بود به نام «سیمای هنر»هر هفته یه جوون یا نوجوون مستعدی رو معرفی می کردن.من اونموقع یه چندتا مقام توی کشور توی شعر آورده بودم.یادش بخیر.بعد اومدن خونه مون و صدابرداشون صدای منو شنید و گفت شما چقدر صداتون خوبه، خیلی خوشش اومد اون موقع! تا دو سه سال من واقعا فکر میکردم صدام خوبه! بعد دیگه اومدم تهران گفتن بابا صدات خوب نیست برو!(باخنده) اینجوری بهم گفتن بعد شاید بهتر شد ولی واقعا راست می گفتن.اما اون صدابردار، اون لحظه خوشش اومد و من گفتم؛ منو ببرید تلویزیون، دوست داشتم تلویزیون استانی. گفت که آقا ما کاره ای نیستیم. بعد داشتن می رفتن مامان من خیلی به من علاقه داره و میدونم هیچ کاری از دستم برنمیاد! بارها شده یه پریز برقی چیزی به من داده گفته اینو درست کن، بعد یه ساعت اومده پیچ گوشتی رو گرفته؛ گفته مامان، تو اگه حرف زدن بلد نبودی از گشنگی می مردی! یعنی چون فهمید من هیچ کاری غیر این بلد نیستم؛ رفت به دستیار تهیه شون که خانمی بود گفت که هر وقت تست خواستین بگیرید این بچه ی منو صدا کنید.اونم گفت ما که زنگ نمی زنیم.خودتون زنگ بزنید.شماره تلفن ها رو داد. این داستان مال بروجنه. دوره دانشجوییم بود، اصفهان زندگی می کردم ولی بروجن بودم اون لحظه اون اتفاق .بعد گفتش که شما بیا شماره رو بگیر خودتون زنگ بزنید.مامانم شماره رو به من داد گفتم: بابا ول کن پارتی بازیه، مگه میزان، مگه الکیه، اینا بچه های خودشونن! دو ماه بعد تست شون بود، بازم ما زنگ نزدیم خودشون این دفعه زنگ زدن.ما رفتیم اونجا و همون روز اول هم یه ده پانزده نفری بودن سه چهارتایی شون مثلا آشناهامون بودن دانشجو اینا رفیقامون بودن گفتن که آقای روا ما بار 10 یا 15 مونه حالا خوب تمرین کن، خوب میشی! آقا زد من بار اول قبول شدم و همون اولین بار بود که من باور اول تو زندیگیم قبول شدم تا حالا دیگه نشده(باخنده)

پدرام کریمی:من هی داشتم فکر می کردم چه جوری برگردیم سر موضوع برنامه!

عبدالله روا:من داشتم فکر میکردم یه مهمون کمردردی بخواد بیاد تو شما چیکار می کنید فقط افقی می تونید بیاریدش تو!

پدرام کریمی:از رو دست میاریم دیگه! عبدالله روا کی وارد تلویزیون شد؟

عبدالله روا:تلویزیون در معنی جامع خودش، حدود چهار پنج سال پیش، یعنی سال 87 .من خونه نشسته بودم یهویی تلفن زدن گفتن که شما شاعر هستین؟ میخواییم بیاییم خونه تون فیلم بگیریم یه برنامه بود به نام «سیمای هنر»هر هفته یه جوون یا نوجوون مستعدی رو معرفی می کردن.من اونموقع یه چندتا مقام توی کشور توی شعر آورده بودم.یادش بخیر.بعد اومدن خونه مون و صدابرداشون صدای منو شنید و گفت شما چقدر صداتون خوبه، خیلی خوشش اومد اون موقع! تا دو سه سال من واقعا فکر میکردم صدام خوبه! بعد دیگه اومدم تهران گفتن بابا صدات خوب نیست برو!(باخنده) اینجوری بهم گفتن بعد شاید بهتر شد ولی واقعا راست می گفتن.اما اون صدابردار، اون لحظه خوشش اومد و من گفتم؛ منو ببرید تلویزیون، دوست داشتم تلویزیون استانی. گفت که آقا ما کاره ای نیستیم. بعد داشتن می رفتن مامان من خیلی به من علاقه داره و میدونم هیچ کاری از دستم برنمیاد! بارها شده یه پریز برقی چیزی به من داده گفته اینو درست کن، بعد یه ساعت اومده پیچ گوشتی رو گرفته؛ گفته مامان، تو اگه حرف زدن بلد نبودی از گشنگی می مردی! یعنی چون فهمید من هیچ کاری غیر این بلد نیستم؛ رفت به دستیار تهیه شون که خانمی بود گفت که هر وقت تست خواستین بگیرید این بچه ی منو صدا کنید.اونم گفت ما که زنگ نمی زنیم.خودتون زنگ بزنید.شماره تلفن ها رو داد. این داستان مال بروجنه. دوره دانشجوییم بود، اصفهان زندگی می کردم ولی بروجن بودم اون لحظه اون اتفاق .بعد گفتش که شما بیا شماره رو بگیر خودتون زنگ بزنید.مامانم شماره رو به من داد گفتم: بابا ول کن پارتی بازیه، مگه میزان، مگه الکیه، اینا بچه های خودشونن! دو ماه بعد تست شون بود، بازم ما زنگ نزدیم خودشون این دفعه زنگ زدن.ما رفتیم اونجا و همون روز اول هم یه ده پانزده نفری بودن سه چهارتایی شون مثلا آشناهامون بودن دانشجو اینا رفیقامون بودن گفتن که آقای روا ما بار 10 یا 15 مونه حالا خوب تمرین کن، خوب میشی! آقا زد من بار اول قبول شدم و همون اولین بار بود که من باور اول تو زندیگیم قبول شدم تا حالا دیگه نشده(باخنده)

پدرام کریمی:آقا شما برنده هستی. تو پرسپولیسی هستی؟ برنامه ی شیش تاییا همون پرسپولیسی بودنه یا ارتباط نداره؟

عبدالله روا:بله.به من ارتباطی نداره.این برنامه مال شبکه دوئه و تهیه کننده اش حامد جوادزاده بود. اسمش رو ایشون انتخاب کرد و اجازه ش رو هم حاج آقای بخشی زاده داده. ما هممون پرسپولیسی هستیم، شما پرسپولیسی نیستی؟

پدرام کریمی:حالا دیگه.داستان میشه الان پیامکا میاد!

مصاحبه های عبدالله روا

 

پدرام کریمی:خیلی عالی! ببین شما هم ترانه سرای خوبی هستی، هم شاعر خوبی هستی.هم مجری خوبی هستی هم فوتبالیست خوبی می شدی اگر بازی می کردی!

عبدالله روا:آره نشد دیگه! حقیقتش فوتبال چون ورزش حساب میشه برای آلودگی هوا خیلی بده.دیگه گذاشتیمش کنار! مزاحم آلودگی هواست دیگه! چون باعث میشه نزاره آلودگی هوا به خوبی کارشو روی شش های ما انجام بده!(خنده پدرام کریمی)برای همینه من بین آلودگی هوا و فوتبال لاجرم چون به هر حال بیشتر در دسترس بود دود و این چیزا اونو انتخاب کردم.

البته اینجوری هم نیست خیلی تیم های زیادی خواهان من بوده باشن، نرفته باشم! من از همه جا که موندم رفتم سراغ اجرا.خیلی دلم میخواست فوتبالیست شم.بارها و بارها مثلا تو 2014 برزیل خودمو تو ارنج تیم ملی نوشته بودم بعد نمی دونستم بقیه کین.می دونستم مثلا علی کریمی می رسه تا اون موقع میدونستم که مثلا ممکنه علی دایی اونموقع بازنشسته شده باشه.ولی خودم بودم تو اون تیمه تو ذهن خودم یه همچین یعنی اگه این پلن اون برنامه ریزی رو برای بحث اجرا داشتم الان فتح کرده بودم همه ی قله ها رو!

پدرام کریمی:عبدالله روا تعریفش چیه از خودمحوری؟

عبدالله روا:اگه که حالا معنی لغویشو بخواییم که خیلی راحت قابل دسترسی برای همه .ولی برداشتی که من از شنیدن این کلمه دارم یعنی یه کسی توی انجام یه کاری که می تونه گروهی باشه تک روی کنه، تک روی عمل کنه و هیچ استانداردی غیر از استاندارد خودش رو قبول نداشته باشه این میشه آدم خود محور درسته؟

پدرام کریمی:تقریبا.حالا تو البته تعریفت خوب بود.من مخصوصا از تو پرسیدم میخوام بگردم به همون اجرای خودت.بعضی از مجریا حس و حال خودمحوری دارن، خودمحوری به معنای خودبزرگ بینی یا حالا اون غرور، تکبر و اینارو کار نداریم فعلا تهش می رسه به اونجا البته .حالت افراطی ِ در واقع خومحوری و خودبینی خودپسندی تهش میرسه به همون غروره.اما داستان اینه که بعضیا اینطورین من چندتا اجرا ازتو دیدم ناراحت نمیشی من یه مقدار راحت صحبت کنم؟یه برنامه ای بود با کی بریم سیزده بدر، من این برنامه رو دیدم یه جاهایی میهمان  از تو ناراحت میشد یعنی یه جوری رفتار میکردی، چون مجید صالحی دوست خودم هستش دارم میگم مثلا گفتگو می کردی با مجید صالحی رسما عصبانی شد از دستت!

عبدالله روا:آره اتفاقا بد نیست که از این راه اتفاقا واردشدیم، حالا من بیشتر در مورد خودمحوری بگم.

پدرام کریمی:بزار من تعریف خودمحوری رو بدم بگم برای چی این سوال رو کردم. بعضی موقه ما خودمون رو جای دیگری نمی زاریم؛ مهمون میاد داخل استودیو، یه جو غریبی هست، چهار پنج تا دوربینو اینجا میبینه و شرایط برنامه زنده و به هر حال یه مقدار ترس داره دیگه .بعد من ِ مجری میشینم جلوش، یه دفعه شروع میکنم به حال گیری کردن، یه سوال هایی می پرسم، بنده خدا گیر میکنه تو این کوچه پس کوچه هاش و بعد میگم دیدی حال مهمون رو گرفتم .تو چرا این کارو میکردی؟

 

عبدالله روا در امروز هنوز تموم نشده-دانلود بخش سوم

 

عبدالله روا:حق با شماست!آره اینم هست.حقیقتش ببین میگن الاعمال بالنیات.من هیچ وقت یه همچین انگیزه ای ندارم یعنی باور بفرمایید؛ جسارت میکنم...حالا دو سه تا از برنامه هایی که من توشون بودم پخش شده من علیرغم تمام ضعف هایی که توی زندگیم داشتم یعنی تو هر زمینه ای.مثلا من هیچوقت ریاضیم خوب نشد.من اول دبیرستان شدم 75 صدم بعد امتحان جبرانی شدم 25 صدم.یعنی مثلا هیچوقت معدلم از 14 یا 15 بالا نمیومد.همش چهار پنج تا تک داشتم دو سه تا بیست.ادبیات ورزش و این چیزا.

اما یه توانمندی رو انقدر دیگه مطمئنم دارم؛ که فکر نمیکنم که خالی بندی باشه بزارید بگم؛ اونم اینه که همین چیزایی که شما گفتی و نسبت به بعضی از مجری ها واقعا کار سختی نیست برای خود شخص من؛ کمااینکه ممکنه برای خیلیا کار سختی نباشه انجام دادنش! که مثلا به قول شما به قصد اینکه یک نفر رو ضایع کنی آچمزش کنی به قول امروزی ترا یا مثلا توی یه موقعیت قرارش بدی که بگی من آدم خوش سرزبونی هستم... واقعا برای من خداروشکر حالا یا خوشبختانه یا متاسفانه مثل خیلی از مردم ایران که همه به خوش زبونی معروفن برای منم کار سختی نیست این کارو بکنم و هیچ وقت به قصد و نیت قبلی نبوده که در نهایت یه همچین حسی که مثلا من خوشحال بشم...

پدرام کریمی:پس چرا این کارو می کردی؟

عبدالله روا:یه سری اهدافی این وسط وجود داره، من شاید نتونستم درست اون هدف رو اجراش کنم که باعث شده من، خودمحور به نظر بیام!

چون خیلی از کسایی که خودمحورن واقعا نیستن. من از بچگی اعتماد به نفسم کم بود خدا شاهده.یعنی هیچ وقت نشد برم مثلا تو دانشگاه مون با یه همکلاسی بخوام جزوه بگیرم هیچ وقت نتونستم برم جلو بگم سلام علیکم آقا یا خانم میشه جزوه تونو بدین به من؟!

یا مثلا من خجالت می کشم گوجه سبز بخورم از بچگی! اصلا از این گوجه سبز خجالت می کشیدم یعنی یه سری اتفاقات اینجوری که شاید خیلیا شم ساده لوحانه و خیلی معذرت میخوام که اینو میگم احمقانه هم به نظر بیاد ولی یه همچین رفتارهایی بوده.حالا این توانمندی میگم تو وجود من هست علیرغم همه ی ضعف ها ولی من واقعا آدم خودمحوری خودمو نمیبینم یعنی با وجدان خودم که بخوام بسنجم حتی تو اجرا خودمحور نمیبینم.چون من اون قصد رو ندارم خیلی وقتها هست من خیلی عادی دارم با شما صحبت میکنم شما هم در یه سطحی ماشاالله از تحصیلات و به هر حال دایره لغات ذهنی و به هر حال سرزبون هستید که آدم ازتون یاد می گیره. منم قصد ندارم به هیچ  وجه مثلا همچین رفتاری با حضرتعالی داشته باشم نوعی عرض میکنم؛ حالا که شما تو موقعیت مجری هستی..یه وقتی هست یه نفر جلوی من قرار می گیره که اصلا دنیاش با دنیای من متفاوته یعنی هر چی که بگم لاجرم به قول شما اون ضایع میشه.یعنی مثلا شما فکر کنید مهمون برنامه ی من؛ اصلا نمی خوام جای دوری برم، مادر خودم باشه که تحصیلاتش دیپلمه، خانه داره توی یه شهرستان کوچیک زندگی میکنه خیلی وقتها شاید با خیلی از مسائل و رسانه ها و وسایل روز آشنا نباشه به عنوان یه خانم خانه دار میاریم، خیلی برای من کار سختیه که شبیه اون بشم و اصلا کاری نیست که قبول کنم به عنوان یه مجری که شبیه اون بشم مثل اون حرف بزنم؛ نه اینکه آدم بدی باشه ها متفاوته با من.من که گفتم مادر خودم حتی. من نمی تونم اینو قبول کنم که من مثل اون صحبت کنم تا به نظر بیاد ما آدمهای خیلی باحالی هستیم و با هم خیلی خوبیم و من آدم متواضعی ام.من مثل خودم صحبت می کنم.ممکنه که طرف به من نخوره ممکنه یه پروفسور خیلی بزرگی باشه برعکسش اتفاق بیافته من کار خودمو انجام میدم نهایتا اگه اون اتفاق میافته که البته چیزی هم نیست که تهیه کننده ها وکلیت رسانه در معیار جهانی باهاش مخالف باشه که یه همچین گفتگویی دربگیره یه نفر با یه نفر صحبت کنه نهایتا یه نتیجه گیری ایجاد بشه.

پدرام کریمی:نه درگیری مشکلی نداره.الان باب شده یه مقدار فراگیر شده کسایی که حالا میخوان اجرا بکنن بعد فکر می کنن من خودمو بیشتر نشون بدم.الان امتحان می کنیم تو الان یه دفعه یه حرفی الان بزنی کارگردان تلویزیون خانم مجیدی روی شما سوییچ میکنه.

عبدالله روا:یعنی دوربین بقاپیم مثلا از طرف؟

پدرام کریمی:آفرین.ببین از این کارا.از این اتفاقا

عبدالله روا:فکر میکنم بعضی موقه ها برای ضعف هامون برای پوشش دادن ضعف هامون ما مجری ها بعضی وقتها این کار رو میکنیم آره!

پدرام کریمی:خب اینم خومحوری میشه دیگه درسته ؟ این خودمحوری نیست؟

عبدالله روا:فکر میکنم در ظاهر کار کاملا خودمحوریه دیگه نیت هر کسی رو خدا خبر داره .ولی شما هر پیشنهادی به من داشته باشی یا انتقاد خدا شاهده من خیلی انتقاد پذیرم...البته در مورد تمام برنامه ها غیر با کی بریم سیزده بدر این مسئله رو قبول دارم.چون دیگه خودت قبول داری مجید صالحی دیگه ترس از دوربین و این مسائل براش چیز بی معنی ایه.مجید صالحی اولین بار که من دیدمش هیچ بعید نمی دونست که من اصلا امضا هم ازش بگیرم.توی همچین لیبلی با همدیگه قرار داشتیم سالیان سال ایشون مجری بودن من اولین برنامه ای بود که اومده بودم شبکه یک داشتم انجام می دادم با چهره ی من به زور آشنا بود. من چطور می تونم چیزی بگم که اون ضایع بشه یا عصبانی بشه؟ ما در مورد فیلم های مجید صالحی با هم صحبت کردیم و اتفاقا بین پلاتوهامون یا بین صحبت هایی که با هم دیگه داشتیم  وقت زیادی طول می کشید چون برنامه ضبطی بود.هوا هم بسیار سرد بود.بین اون خیلی با هم صحبت می کردیم، قدم می زدیم آبمیوه می خوردیم یه سری آدمهای بد قلیون می کشیدن.اصلا خیلی رفیق!! یعنی اینجوری نبود که مثلا حالا فکر کنی ما می رفتیم مسلح، یه نفر با حوله منو خشک میکرد، می زد تو صورتم، می فرستاد جلو مجید صالحی!

 عبدالله روا در امروز هنوز تموم نشده-دانلود بخش چهارم

پدرام کریمی:ببین اون چیزی که من خروجی دیدم یه همچین تصویری بودها!

عبدالله روا:حقیقتش اینه که برنامه ی مجید صالحی به دلیل سرمای بسیار زیاد هوا و تحمل کم خود من، تو روز آخر و سوءتفاهم هایی که از قبل در مورد حضور مجید ایجاد شده بود که بعد همون لحظه ی ورودش حل شد، یه مقدار عصبی شروع کردم، من حالا نمی تونم اینجا هم بیام بگم که؛ نه آقا من کارم خیلی درسته و فلان؛ من حقیقتا یکی از پر اشتباه ترین مجری های سازمانم .ولی خودم میفهمم دوست داشتنی ام یه خرده!!

پدرام کریمی:نه اصلا .خیلی خوبی؛ شما کارتون درسته. اتفاقا تو خیلی خوب هستی، شیرین بیان هستی، نمک داره اجرات، همه ی اینا...


[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 18:44 ] [ زهرا خانم ... ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


این وبلاگ ساخته شده واسه اینكه بگه
فقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــط
عبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدالله روا

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب