تبلیغات
فقط عبدالله روا

فقط عبدالله روا
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

چرا به دنبال قهرمان خارجی برویم؟!
گفت و گو با عبدالله روا مجری برنامه نوروزی «نشان مهربانی»مجله سروش هفتگی،شماره 1614 ، فروردین 94
عبدالله روا، مجری برنامه «نشان مهربانی» که در روزهای ابتدایی سال 94 از شبکه یک پخش شد، ط.ری از شرایط و حال و هوای برنامه و اتفاقات پشت صحنه صحبت می کند که اگر برنامه را ندیده باشیم، وسوسه می شویم تا درباره ی آن بیشتر بدانیم. مجری جوان تلویزیون که از حضور او در شبکه های سراسری سیما سال های زیادی نمی گذرد، 15 شب از آنتن شبکه یک و در قالب برنامه نشان مهربانی همنشین مردم بود تا بیش از قبل در بین مخاطبان شناخته شود.روا با توصیف سخت و شیرین بودن بودن روزهای ضبط برنامه این طور می گوید:
گاهی که روی پل طبیعت مشغول ضبط برنامه بودیم پوستم به شدت می سوخت و باد اذیت می کرد، از طرفی هم به دلیل اینکه برنامه در نوروز پخش می شد، پوشش من متناسب با بهار بود. در این شرایط مدام از خودم می پرسیدم که آیا تا آخر کار دوام می آورم.البته وقتی دوستانم را در پشت صحنه می دیدم که شرایط شان از من سخت تر ، صورت هایشان سوخته تر اما لبخندشان عمیق تر بود، برای ادامه ی کار دلگرم می شدم.خواننده ادامه صحبت های عبدالله روا باشید.

فضای کلی کار به چه صورت بود؟

به رغم سختی هایی که وجود داشت، کار پر از خاطرات خوش بود.یکی از مشکلات این بود که برنامه در محلی ضبط می شدکه برای تولید برنامه تلویزیونی طراحی نشده بودو همین مسئله کار را سخت تر می کرد.اما فقط این نبود، من در این پروژه در کنار گروهی بودم که با وسواس و دقت زیادی کار می کردند.دل می سوزاندندو بی خوابی می کشیدندو همه ی مشکلات را تحمل می کردند.چیزی که بیش از همه دلگرمم می کرداین بود که همه ی نگاه ها پر از انگیزه بود و هیچ یک از اعضای گروه دنبال رفع تکلیف نبودند؛ چیزی که این روزها کمتر اتفاق می افتد.همیشه دلتنگ همکاری با گروهی بودمکه اولین اولویت آنها، نتیجه ی فنی کار باشدو خوشحالم که این اتفاق در «نشان مهربانی»افتاد.در طول روزهایی که مشغول ضبط بودی مگاهی با چیزهایی مواجه می شدیم که به نظر می رسید برای گروه قابل تحمل نباشد.یکی از آنها وضعیت عجیب آب و هوا در روزهای پایانی اسفند بود، در منطقه ای که کار می کردیم(پاک آب و آتش، پل طبیعت)یکی از بزرگ ترین موانع، بادهای سرد و شدیدی بودکه با باران و هوای ابری کار فیلمبرداری را سخت می کرد و به تعویق می انداخت.تهیه ی یک برنامه ی تلویزیونی با چند دوربین،حدود 30 نفر عوامل تولید، دو مهمان در هر برنامه و مشکلات جانبی که اشاره کردم ،کار را طاقت فرسا می کند که فقط با رفاقت و حرفه ای گری می توان آن را تحمل کرد و خوشبختانه در گروه ما این دو مورد، توامان با یکدیگر وجود داشت. روزهای آخر سال درگیر ضبط برنامه بودید، شرایط کار در این ایام چه تفاوتی دارد؟

روزهای شلوغ و پر هیاهوی سال، انتخاب اول هیچ گروهی برای برنامه سازی نیست، اما گروه سازنده ی برنامه «نشان مهربانی»این کار را پذیرفت و حتی بیشتر همکاران من ، در طول مدت پخش برنامه هم درگیر کار بودند، می توان گفت هر کس در ایام نوروز، مشغول چنین پروژه ای باشد،چیز زیادی از نوروز و اتفاقات معمول آن متوجه نمی شود.

اجرای نشان مهربانی با سایر کارهایی که تا قبل از آن تجربه کرده بودید، چه تفاوت هایی داشت؟

تفاوت های این کار در مقایسه با بسیاری از کارهای قبلی من، در نتیجه ی کار و چیزی که مخاطب می بیند، محسوس است.واقعا برای هر لحظه از کار،برنامه ریزی شده بود.همه ی عوامل از مدیریت تا تدارکات، به دنبال کار خوب بودند و دغدغه هایی مثل مسائل مالی، در اولویت های چندم قرار داشت. ما این برنامه را نساختیم که به اعتبار هنرمندان و سوژه های جذاب برنامه دیده شویم، بلکه هدف اصلی این بود که حضور این افراد در برنامه، ، بهترین حضور ممکن آنان در تلویزیون باشد.از طرف دیگر حضور چهره ها در «نشان مهربانی»به صرف استفاده از شهرت و محبوبیت آنها نبودو توانایی این هنرمندان در جهت ارتقای کل برنامه، هدف اصلی بود و صادقانه بگویم که فکر می کنم در این زمینه موفق بودیم.

کدام یک از مهمانان بیش از همه مورد توجه شما قرار گرفت؟

در بین آنها کسی نبود که من را تحت تاثیر قرار ندهد.انتخاب بین مادری که اعضای بدن فرزند خود را هدیه کرده است، طلبه ای که کلیه اش را در ازای لبخند کودکی بخشیده است،پزشکی که در قبایل آفریقایی مردم را درمان می کند، جوانی که به عشق نام خلیج فارس کیلومترها شنا کرده است ،خلبانی که سال ها پس از بازنشستگیهر روز سوار بر هلی کوپترو لابه لای قله های برفگیر زاگرس دنبال حادثه دیدگان می گردد،دختری که در سخت ترین شرایط، امدادگری و جان خود را فدا کرده است و ... کار سختی است که برای من ممکن نیست.
به نظر من ساخت چنین برنامه هایی به صورت خاص، عواید مثبت زیادی داشته و خواهد داشت.ما در این برنامه باور داشتیم که با قهرمانان طرف هستیم، کسانی که لایق مدال و نشان مهر هستند، از نظر من همین انتخاب سوژه ها و واقعی بودن همه ی خوبی ها و ایثارگری های آنان، برگ برنده این کار بود.برنامه ای ساختیم که سعی کرددر شآن آدم های باشد که در آن حضور پیدا می کنند،در شان انسان هایی خاص که دیدن گوشه هایی از زندگی شان می تواند برای هر کسی الهام بخش باشد.از این رو بسیار امیدوار هستم که ساخت برنامه هایی از قبیل «نشان مهربانی»، در تقویت روحیه ی امداد موثر باشد.هر چند که باید توجه داشه باشیم در تولید چنین برنامه هایی شتاب زده عمل نکنیم و کاری با کیفیت مانند«نشان مهربانی» و بهتر از آن تولید کنیم.بنابراین خیلی ساده می توان از کنار چنین سوژه هایی گذشت چون این نوع کارها،هزینه بر و طاقت فرساست.از طرفی می توان با هزینه کمتری برنامه سازی کردکه البته کیفیت تنزل می کند اما راه بهتر کاری بود که سازمان صدا و سیما در برنامه «نشان مهربانی»کرد؛ یعنی حداکثر حمایت از تیم برنامه ساز.چیزی که نباید فراموش شود این است که نحوه ی پرداختن به سوژه در برنامه ی تلویزونی ای همچون«نشان مهربانی»خیلی مهم و تعیین کننده است.تقریبا همه ی مهمانان هنرمندو سوژه های ما در «نشان مهربانی»،بارها یا حداقل یک بار در تلویزیون حاضرو به هر ترتیب از طریق رسانه های جمعی معرفی شده بودند اما به گواه خود آنها،نحوه ی پرداختن به زندگی این افرادو شکل حضور هنرمندان در این کار، در راستای احترام به مخاطب بود؛ چیزی که متاسفانه خیلی وقت ها از آن غفلت کرده ایم یا شاید احساس کرده ایم اهمیتی ندارد.

به نظر می رسد معرفی قهرمانان داخلی به جوانان انگیزه و امید می دهدتا شاید کمتر به دنبال قهرمانان غربی باشند.

واقعا چرا جوانان ما دنبال قهرمان خارجی هستند؟! آیا جوان ترها به ایران ،به وطن خود،دلبستگی ندارند؟مگر نه اینکه وقتی پرچم کشور در گوشه ای از جهان بلند می شود،همین جوانان فریاد شادی سر می دهند؟به نظر من جوانان ما کشورشان را عاشقانه دوست دارند و همه ی مردم ما جان باخته ی این مرز و بوم هستند.پس قطعا گرایش به قهرمانان خارجی به دلیل فقدان وطن دوستی نیست،بلکه علت آن ناشی از علاقه یم ا به زیبایی است.دیگران نداشته های خود را آن قدر زیبا و هنرمندانه توهم و تصویر می کنندکه گاهی بقیه ملت ها مانند مردم ایرانکه سرتاسر تاریخشان ، لبریز از قهرمانان واقعی است،جذب آن می شوند. در واقع اهمیتی که ما به داشته هایمان نداده ایمآنها به نداشته هایشان داده اند و رسیدن به این نتیجه که مقصر ،جوانان هستند کار راحتی است.بدیهی است که ما در معرفی دارایی هایمان به خصوص در قاب تصویر، طوری عمل نکرده ایم که بتوانیم توپ را در زمین مخاطبان بیندازیم.کارهایی از جنش «نشان مهربانی» می تواند به جایگزینی صحیح قهرمان ها در ذهن مردم کم کند.

صحبت پایانی؟

در «نشان مهربانی»هیچ چیزپیش بینی نشده ای نداشتیم.گروه تهیه، کارگردانی،ایده پردازی و نویسندگی ،تصویربرداری و برنامه ریزی در اوج حرفه ای گری کار کردند و همه چیز با برنامه پیش می رفت و به این ترتیب فرصت و فضای ایجاد خلاقیت برای من وجود داشت که این ناشی از نگاه هنرمندانه ی دوستانم در این کار بود. نکته ی دیگر اینکه مهمانان برنامه را ارزان خرج نکردیم و سعی کردیم حق مطلب را ادا کنیم .شنیدم که برای انتخاب مجری هم شرایط خاصی در نظر داشتندو در نهایت پیشنهاد حضور در برنامه به من داده شد که از این همکاری خوشحال و راضی هستم و امیدوارم بینندگان هم از نتیجه ی کار رضایت داشته باشند و زحمات تمام همکاران در «نشان مهربانی»برای آنها قابل قبول بوده باشد/.


منبع:پدیدهدای که دنیا را متحول خواهد کرد


[ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 ] [ 15:40 ] [ زهرا خانم ... ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


این وبلاگ ساخته شده واسه اینكه بگه
فقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــط
عبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدالله روا

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب